امروز رفتم از اتاقی که 4 سال توش زندگی کردم وسایلم را جمع کردم
کلی کارتن وبار بردم پایین سه طبقه گذاشتم تو اتاق همکف تا باهمسر
جان بریم بیاریم
بعد هم یک چمدان را فقط برداشتم وآوردم
4یا 5 کارتن شد در اخر
تو دلم بیم وامیده
برای امسال وتحولاتی که بواسطه ی کار خودم وهمسرجان و تغییر زندگی پسرکم از دانش آموزی به دانشجویی هست
توکل برخدا
برچسب:
نویسنده: فاطمه شاکری
برچسب:
نویسنده: فاطمه شاکری
برچسب:
نویسنده: فاطمه شاکری
رسیدیم به تاریخ خاص و اول هفته
برچسب:
نویسنده: فاطمه شاکری
همیشه دلم می خوادوقتی که بیمارم تعطیل باشم بی دغدغه
شکر که الان سردرد وحالت تهوع دارم وتعطیلم و مجبور نیستم برم سرکار راحت دراز کشیدم کتاب می خونم .
برچسب:
نویسنده: فاطمه شاکری
برچسب:
نویسنده: فاطمه شاکری
بااینکه ذاتا از غم دیگران خوشحال نمی شم .اما حیرانم از عدالت پنهان خدا که به چشم دیدم کسی که برای همه قضاوت ناجور می کرد چطور حرفهاش دامن خودش را گرفت ...حالا توی این سن و سال آوا ره شده
یک عمر دیگران را رنج می داد حالا دامن گیرش شده
حالا می گه
چگونه شکر این نعمت گذارم که زور مردم آزار ی ندارم
بابا تا وقتی زور داشتی زدی دیگه از دروغ وتهمت و زبان تند وتیز و بی ادبی روگردان نبودی دیگه می خواستی چی بشه واقعا؟؟؟؟؟
بکشی بقیه را؟؟؟؟ !!!!!
برچسب:
نویسنده: فاطمه شاکری
برچسب:
نویسنده: فاطمه شاکری
برچسب:
نویسنده: فاطمه شاکری
بعد بدون توجه به حرف من برگشته می گه هورمونهات بهم ریخته !!!!
درصورتی که واقعا اینطور نبود
همیشه هم به دفاع از خواهرش از شوهر خواهرش بدمی گه
منم گفتم :پس خواهرت حرف می زنه هم هورمونهایش بهم ریخته ؟؟؟
رفت تو فکر...
ولی اون کار را انجام شد والانم راضیه
من از بس سعی می کنم رعایت حال بکنم موقع گفتن حرف حق این جواب را می شنوم
چرا آقا یون فکر می کنند خواهر خودشون حق داره ;همسرشون هورمونهاش بهم ریخته ؟؟؟
این تفکر از کجا می اید ؟؟؟؟
برچسب:
نویسنده: فاطمه شاکری
حداقل در زندگی شخصی خداراشکر مشکلی ندارم ;اما نگرانی که برای هموطنام هست حالم را بد می کنه واقعا ...
دیشب سر یک چهارراه مهم شهر پیرمرد خمیده زیر بار کیسه بازیافتی ها واستاده بود از فرصت چراغ قرمز استفاده کردم بهش عیدی دادم
می ترسم از اخبار نمی دونم چی می شه بهترین سالهای عمرم گذاشت ودر استانه میان سالی خبرها موجب اشفتگی روانی می شن خدا بخیر کنه
برچسب:
نویسنده: فاطمه شاکری
منم مثل بقیه
خواب بودم تو عالم رویا, می دیدم با خ ا ت م ی رییس. جم ه ور سابق جلسه دارم خیلی با حال بود
خدا کنه امشب با بو ش پسر ج لس ه نداشته باشم هاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاها
برچسب:
نویسنده: فاطمه شاکری
می دونم ناشکریه ولی الان دلم می خواست نمی بودم .
برچسب: ناشکری,
نویسنده: فاطمه شاکری
از همت دون باشد
برچسب: غمخانه,
نویسنده: فاطمه شاکری
برچسب:
نویسنده: فاطمه شاکری